غضنفر داشته از کنار يک چاه رد ميشده ميبينه يکي از ته چاه داد ميکشه کمک کنيد,ترو خدا کمک کنيد...غضنفر به توي چاه جوا ميده اخه احمق جان ته چاه جاي گدايي کردنه؟؟؟؟
غضنفر بالاي پل هوايي ايستاده بوده ميگه: حالا ما خر، ما نفهم ، ما بي شعور ... اينجا اصلأ آب ردميشه كه پل زدن؟
وصیت لره: کنار قبرم آب و صابون بریزید تا هر کس رد میشه بخوره زمین من بخندم روحم شاد بشه
لره چند وقتیه گیج شده که چرا خودش یه داداش داره ولی خواهرش دوتا؟
ترکه از خونه میاد بیرون میبینه یه پوست موز افتاد وسط راه. میگه وای بازم باید بخورم زمین!
سوال امتحاني لرها: 124000پيامبر را نام برده و با رسم شكل توضيح دهيد
به ترکه میگن تا حالا جبهه رفتی ؟ میگه آره تازه یه بار هم شهید شدم !
غضنفر از ژاپن برمیگرده. بهش میگن اونجا مشكل زبان نداشتی؟ میگه: من نه، ولی ژاپنی ها چرا
قطعه ای از شاهكار ادبی غضنفر : شب بود و خورشید به روشنی می درخشید پیرمردی جوان یكه و تنها با خانواده اش در سكوت گوش خراش خیابان قدم زنان ایستاده بود
دعاى لر:خدايا تا زنده هستيم ما را از دنيا نبر
لره مجرم شناخته شد تو دادگاه بهش گفتن اعدامت می کنیم تا درس عبرتی بشه برای دیگران
لره هم گفت : می گم نمی شه دیگرانو اعدام کنین درس عبرتی بشه برای من ؟
به لره کار ميدن که کف اتوبان رو لاين بکشه… روز اول 20 کيلومتر رنگ ميزنه… روز دوم 10کيلومتر رو و روز سوم کمتر از يه کيلومتر… صاحب کارش بهش ميگه هوي چرا تو هر روز کمتر از ديروز کار ميکني…؟ ميگه: “من نميتونم بهتر از اين کار کنم… چون هر روز دارم از قوطي رنگ دورتر ميشم
غضنفر جونش به لبش میرسه، تُف میكنه میمیره !